اسلام به سبک جمهوری اسلامی
مأمور زندان بعد از تجاوز: غسل جنابت انجام می دهم قربتاً الی الله.

فیلم کامل کم حجم سخنرانی محسن کدیور به مناسبت چهلم شهدای سبز
این لینک فیلم کامل کم حجم (19MB) سخنرانی محسن کدیور به مناسبت چهلم شهدای سبز و به مدت یک ساعت هست که در مرکز فرهنگی اسلامی کالیفرنیای شمالی ایراد شده که برای عزیزانی که از اینترنت کم سرعت استفاده می کنند آماده شده.
خلاصه:
امام علی (ع) برای ما معیاراست. لذا می گوئیم "السلام علیک یا میزان الاعمال". امروز ما رهبران خود را نیز با رهبری علی می سنجیم. اگر به این مجلس عزا آمده ایم، حجتی بسیار سنگین داریم. با صدای بلند می گوئیم "به نام علی حکومت تشکیل داده اید، حق ندارید به راه معاویه بروید". علوی بودن یک حکومت با نحوه برخورد آن حکومت با مخالفانش ورق می خورد. با مخالفانتان چگونه برخورد کردید؟ آیا تا کنون شنیده اید که دادگاهی سیاسی در ایران با حضور هیات منصفه به صورت علنی و برخوردار از وکیل در تمام مراحل دادرسی تشکیل شده باشد؟ بعد وقیحانه و گستاخانه دم از قانون می زنند. می گویند که ما مصلحت مردم را بهتر از خودشان تشخیص می دهیم. ما اکثریت مردم تشخیص دادیم که موسوی رئیس جمهورمان باشد. می گویند غلط کردید. درست این است که احمدی نژاد رییس جمهورتان باشد، شما نمی فهمید. می گوییم با سیاستهای شما مخالفیم، می گویند غلط کردید که مخالفید. گلوله می خورید تا دیگر هوس مخالفت نکنید. بازی ای که در ایران شروع شده است این است که در حوزه عمومی چه کسی حرف آخر را می زند. مردم میگویند ما، رهبر می گوید من. با وضوح و شفافیت اعلام می کنم که در جمهوری اسلامی کوشش برای استقرار دموکراسی جرم محسوب می شود. تمام این عزیزانی که از سران اصلاحات الآن در زندان هستند هیچ جرمی ندارند جز کار تشکیلاتی برای استقرار دموکراسی در ایران.
هفتاد میلیون دیکتاتور!
وقتی راننده اتوبوس از پله های اتوبوس بالا اومد یکی از مسافران با لحنی اعتراض آمیز گفت: آقا ما اینجا توی این گرما نیم ساعته که علاف شدیم...این چه وضعیتیه؟
راننده جوابی داد که ما بارها و بارها از زبان رانندگان تاکسی و اتوبوس شنیدیم....آقا اگه ناراحتی پیاده شو.....خیلی ناراحتی؟! برو ربست بگیر.....
به نظر میرسه توی جامعه ای که این همه دیکتاتور خرد و کوچک پرورش پیدا میکنه نباید از رهبران دیکتاتور خیلی تعجب کرد. آن ها تربیت شده همین جامعه هستند. وقتی یک راننده اتوبوس تا جایی که در توانش باشه برای خودش حکمرانی میکنه، دیگه چه انتظاری از کسانی داریم که در بالاترین مقام ها هستند.
اصلا من فکر میکنم به همین دلیله که ما بعد از صد سال مبارزه برای آزادی هربار در دام یک دیکتاتور جدید گرفتار شدیم و به نوعی در یک دایره دور باطل می زنیم و هر بار با دادن تلفاتی سنگین فقط به تعداد شهدا و زندانیان سیاسی و انقلابیونی که در راه آزادی قدم برداشته اند اضافه میشه و هیچ تحول اساسی صورت نمیگیره.
تظاهرات اعتراضی... اعتصاب... نافرمانی مدنی... تحریم صدا وسیما و ........ همه خوبه و اصلا لازمه و باید باشه اما نباید از خودمون که هر کدام دیکتاتور کوچکی هستیم غافل شویم. اگر بگوییم در جامعه ای زندگی میکنیم با هفتاد میلیون دیکتاتور شاید خیلی بزرگنمایی نباشد. دقت کنید به زورگویی و دیکته کردن نظر شخصی در سطوح مختلف. در یک روز چند نمونه میتونید بشمارید؟
***********
داریوش پیرنیاکان (عضو هیئت مدیره خانه موسیقی) : خانه موسیقی اصلا محسن نامجو را موزیسین نمیداند که بخواهد از او دفاع کند.
***********.
محمد سریر ( رئیس خانه موسیقی) : این نظر شخصی آقای پیرنیاکان است خانه موسیقی چنین موضعی درباره نامجو ندارد.
**********
محمد مایلی کهن : فوتبالیستی که زیر ابرو برمیدارد باید برود فوتسال بانوان.
*************
استاد طراحی معماری : یا اینکه هنرستان فنی طراحی میکنی یا برو این واحدت رو حذف کن!
**********
رئیس : این کارها باید امروز تموم بشه و گرنه باید شب بمونی!
********
آبدارچی : چایی میخوای؟! برو قهوه خونه!
باعث فشار بیشتر به عزیزانمان نشویم
عزیزان خواهش می کنم هر پیام، اشاره و نکته ای از فیلم اعترافات دریافت می کنید، تا آزادی زندانیان پیش خود یا معتمدین خود نگه دارید تا مبادا با اطلاع یافتن مزدوران رژیم باعث فشار بیشتر به عزیزانمان بشویم.
سپاس خداوند را
هرچند عزیزانی در زندان و شرایط سختی به سر می برند اما باور کنید به خدا این بازداشت ها و اعترافگیری ها و ... کلا این چیزا لازمه. درسته که با این کاراشون اعصاب واسه مون نذاشتن ولی بالاخره یه خدائی اون بالا و میلیونها آدم با شعور رو این زمینه. حداقل خط بندی ها مشخص تر می شه. فاصله دوست و دشمن بیشتر و قابل تفکیکتر می شه. چون چه اونائی که می دونن چه خبره و چه اونائی که سرشونو کردن زیر برف و این چرندیاتو باور می کنن به عقیده شون مصممتر و عده ای هم که وسط گیر کردن بالاخره به یک سمت متمایل میشن. باید این اتفاقات رو به فال نیک گرفت. من و خیلی ها که امید نداشتیم به زودی از شر این رژیم راحت بشیم با حماقتهایی که ازشون دیدیم خیلی امیدوار شدیم. انگار خودشون تیشه بدست گرفتن و به شدت افتادن به جون ریشه شون. "سپاس خداوندی را که دشمنان ما را از میان احمق ها برگزید." امام سجاد (ع)
شبنَوَرد
شعر: اصلان اصلانیان
خواننده: محمدرضا شجریان
سازنده و تکنواز: محمدرضا لطفی
شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هرکه عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه ش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشه های پاک رویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون می بارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنائی
تو که همرزم و همزنجیر مائی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنائی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه
آماده باش سبز
دیگر وقت آن رسیده است که همفکری کنیم و صادقانه، با تحلیل شرایط کنونی و با توجه به توانایی ها، واقع گرایانه و به دور از خیالبافی، هدف و پس از آن استراتژی را مشخص کنیم و بالاخره تکلیف را با خود یکسره کنیم که چه می خواهیم، ابطال انتخابات، اصلاحات، آزادی، رفراندوم، انقلاب یا ... . و یک رهبر که مورد تأیید اکثریت و شجاع است برای انسجام و نظم بیشتر انتخاب کنیم.
بنده طرحی را برای تجمعات و تظاهرات گسترده تر و منظم تر خیابانی پیشنهاد می کنم که امیدوارم با اظهار نظرات شما عزیزان قدمی باشد برای آغاز یک همفکری بزرگ. چرا که تظاهرات خیابانی قوی ترین و مؤثرترین اقدام برای شروع هر حرکت اصلاحی و انقلابیست.
طرح بنده، طرح "آماده باش سبز" است به صورتی که به جای تجمع از پیش تعیین شده که موجب اطلاع و حضور نیروهای امنیتی در روز مقرر می شود، یک بازه زمانی مشخص به عنوان مثال یک هفته یا یک ماه "آماده باش سبز" اعلام شود و مردم در زمان آماده باش، هرروز در ساعتی مشخص منتظر اعلام شروع تظاهرات توسط فرد یا گروه مورد اعتماد (از طریق اینترنت، GPRS، SMS، ...) باشند. تا با سردرگمی نیروهای امنیتی و جلوگیری از حضور به موقع آنها، تجمعاتی بدون خشونت، گسترده تر و منظم تر داشته باشیم.
بالاخره جبره یا اختیار
به نظر من جبره. اما نه به اون معنی که از خودمون اراده ای نداشته باشیم. این جبری که من می گم از اون یکی بدتره! "جبر فطری". یعنی حتی اگه شما در اعمالتون اختیار تام داشته باشین محرک واقعی شما فطرت شماست. دو تا آدم رو فرض کنید که اولی رو به زور انداختن زندان (که مصداق جبر از اون نوعیه که معمولا در موردش بحث می شه) و دومی کسیه ما مخشو شست و شو می دیم بعد خودش با اختیار تمام می ره داخل زندان و در رو روی خودش می بنده (که این یکی هم مصداق جبریه که من می گم.) خلاصه بگم... سر کاریم!!!
أمن؟
سکوت
آنقدر بی صدا نگاهش می کنم تا دل شکسته شود
او این بار از من خسته شود
آرام آرام تا روزی که نطفه اش بسته شود
سکوت می کنم تا روزی شکسته شود (بدون نقطه)
رژیم لاغری با کیک
موفقترین رژیم لاغری تست شده توسط ایرانیان:
استفاده از کیک زرد بجای شام و ناهار.
تنبلی
موسیقی، قهوه، سیگار
خدا بیامرزه سارتر رو، یه روز بم گفت تو این دنیا بهترین کار اینه که بشینی و موسیقی گوش بدی؛
من می گم قهوه و سیگار هم بد نیست...
مذهب بی فایده
چند روز پیش ایام فاطمیه! رو پشت سر گذروندیم. و حالا بعد از چند روز، بعضی ها به این مناسبت هنوز عزادارند. مناسبتی که هیچ توجیه منطقی برای بودنش وجود نداره. وقتی عزاداری در خود سالروز شهادت یا رحلت بزرگان دینی مورد بحثه (حتی بین خود علمای مسلمان)، آیا جایی برای عزاداری در "به روایتی" و "ایام بین روایات" هست؟
البته خیلی ها به این جور مراسم معتقدند و درش شرت می کنند. از اونا و از کسانی سوال می کنم که می گن این کارها برای حفظ دینه، دین چیه؟ و این دینی که حفظ می شه چه کمکی می کنه؟ آیا اینطور نیست که بی فرهنگی، فساد، دروغ و ... تو نواحی مذهبی تر بیشتره؟
یکی می گفت قرار نیست که سودش رو الآن ببینیم! گفتم عجب از بهشتی که می سازیم و حتی یک آجرش رو هم نمی بینیم.
مشکل من با مذهب نیست، مشکل من با اون چیزیه که امروز به عنوان مذهب مطرح می شه. سعی می کنم این دو تا رو از هم جدا کنم:
به عنوان مثال ما خیلی ساده و بدون هیچ تفسیری می تونیم از عاشورا یاد بگیریم که از حقوق خودمون و دیگران دفاع کنیم، حتی اگه تعدادمون کم باشه (این فقط یک موردشه). اون وقته که اگه هرسال عزاداری راه بندازیم و اشک برای تایید راه انسانهای حقجو بریزیم، به خودمون و جامعه مون کمک کردیم. اما این مراسم عاشورایی که همه ساله برگزار می کنیم چی به ما یاد می ده؟ آیا جز سوء استفاده سیاسی، اتلاف وقت، جهل و خرافه پراکنی و کسالت چه کاری برامون انجام می ده؟ وقتی با این همه حقی که ازمون ضایع می شه و حتی یک نفرمون هم صداش در نمی آد و توجیهمون هم اینه که "سودی نداره"، پس عاشورا به چه دردی می خوره؟ قبله ای که هدف رو نشون نمی ده، نمازی که انسانو رو به هدف قرار نمی ده، تو بگو، چه فایده ای داره؟
نقد ادبی
بچه تر که بودم یادمه با دوستام ترانه ای می خوندیم به این مضمون:
ــ دستمال من زیردرخت آلبالو گم شده، سواد داری؟
ــ نچ، نچ.
ــ بی سوادی؟
ــ نچ، نچ.
ــ پس تو (دور ازجون شما، واقعاً ببخشید، باعث شرمندگیه) خر من هستی.
اون موقع خیلی راحت از ترانه گذشتم اما چند وقت پیش که دوباره به گوشم خورد سعی کردم یه نقد درموردش بنویسم:
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
اولاً چطور دستمال زیر درخت آلبالو افتاده؟ دقت کنید که گفته شده "زیر درخت" نه اطراف یا زیر سایه یا شاخه درخت، ثانیاً محل افتادن دستمال ذکر شده، پس دستمال عملاً نمی تونه گم شده باشه.
سواد داری؟ نچ نچ، بی سوادی؟ نچ نچ.
من هرچقدر فکر کردم نتونستم بفهمم که سواد یه نفر چه ارتباطی به گم شدن دستمال می تونه داشته باشه و یا حداقل چه کمکی به پیدا کردن اون می کنه. نکته بعدی در این قسمت اینه که شخص مخاطب به هر دو سؤال پاسخ منفی می ده، معلوم نیست در چه مقطع تحصیلی یا درجه علمی قرار داشته و یا اصلاً همچین چیزی امکان داره؟ یه جا خوندم که "امروزه این مسئله چندان عجیب نیست، در حال حاضر عده زیادی با وجود تحصیلات آکادمیک همچنان بی سوادند."
نتیجه گیریش که معرکه ست:
پس تو خر من هستی.
دوست نیمه ادیبی می گفت: این نتیجه گیری غیر اخلاقی در جواب پاسخ اون بنده خداست. احتمالاً احساس کرده که طرف مقابل از جواب دادن طفره میره.
نتیجه گیری:
به نظر من این گونه از ترانه ها یا اشعار می تونه به جهانبینی افراد لطمه وارد کنه!
اخلاص دولتمردان
قبلا فکر می کردم که دولتمردان میهن عزیزمون انسانهای مخلصی هستن و مشکلات بوجود آمده به دلیل عدم توانائی ایشونه؛ اما وقتی که دیدم وزیر پیشنهادی تعاون پس از عدم کسب رأی اعتماد از مجلس به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی می شن، فهمیدم که در اون مورد هم اشتباه می کردم، البته اشتباه نکنید، منظورم عدم توانائی ایشونه!!!
خدمت به مردم
تا به حال شاهد این بحث کلیشه ای بودین که "موندن و آباد کردن بهتره یا رفتن به آبادی؟"؟ البته این بحث بین کسانی درمی گیره که از وضع موجود راضی نباشن. اونایی که راضی اند که هیچی، اونایی که می خوان برن هم هیچی اما به اونایی که می خوان بمونن و خدمت کنن گفته باشم: این مردم از خدمت خوششون نمیاد. اگه می خوای به اقتصاد کمک کنی، اینا واسشون مهم نیست، اگه مهندسی، اینا به دنیا اهمیت نمی دن، اگه آهنگ سازی، اینا از موسیقی خوششون نمیاد، اگه مشاور خانواده ای، اینا مشکلاتشون رو جور دیگه ای حل می کنن، اگه هنرمندی، اینا از عزارداری خوششون میاد، اگه ...
مگه ندیدید که چطوری آدمای خدمتگذار رو ترد می کنن و از بعضی ها استقبال!!! خلاصه بگم بیخودی وقتتون رو تلف نکنید.
اهانت به قرآن
گفتم قرآن یاد یه کلیپ موبایل افتادم که یه آدم مسخ شده رو نشون می داد که به قرآن اهانت کرده بود؛ سرش آدم بود و بدنش حیوون. پیش خودم گفتم این بدبخت که یه بار به قرآن توهین کرده و به کسی هم کاری نداشته خدا به این روز درش آورده، پس سر اونایی که هرروز به وسیله همین قرآن عوامفریبی و ازش علیه مردم استفاده می کنن چی باید بیاد؟! گفتم نکنه اینا خدا رو هم فریب میدن؟! چی دارم می گم! حتماً کلیپه خالی بندی بوده...
انتقاد روز:
امروز سالگرد آزادی خرمشهره. تمام رسانه های داخلی وقت زیادی به این مناسبت صرف می کنن. شهرداری هم در رابطه با این موضوع فعالیت می کنه. برای چی؟ برای حفظ ارزش ها. چطوری؟ با پخش فیلم های مستند جنگی، پخش خاطرات فرماندهان جنگ، ساختن سنگرها و چادرهای نمادین داخل میادین و خیابان ها. چه کمکی می کنه؟ هیچی!
با چاپ کردن قرآن نمی شه دین رو حفظ کرد.
انتقاد یا ایراد
چرا همه ایراد گرفتن رو دوست دارن؟ شاید می خوان غیر مستقیم از خودشون تعریف کنن. اما انتقاد با ایراد گرفتن فرق داره.
من اینجا انتقاد میکنم... از همه کس، اول از خودم که فقط همین کارو بلدم و دوم از تو که اومدی اینجا؛ می تونستی یه وبلاگ بهتر برای خوندن انتخاب کنی.
